اپراي
عروسكي مولوي را ميتوان يكي از نقاط عطف تجربيات بهروز غريبپور در حوزه
اپراي عروسكي به شمار آورد و با وجود برخي كمبودها، آن را يكي از گامهاي
بلند وي در راستاي هنري دانست كه در ساحت جهاني تقريباً متعلق به وي و با
نام او گره خورده است.
از بارزترين نقاطي كه باعث شده است اپراي مولوي
را بهعنوان يكي از تجربيات ارزشمند غريبپور به شمار آوريم نخست به
ليبرتويي بازميگردد كه وي براي اين اثر نگاشته است.
اين ليبرتو را پيش از آنكه بهعنوان يك متن دراماتيك و نمايشي به داوري
بنشينيم ميبايست بهعنوان يك اثر پژوهشي بنگريم. نكته مهم اين حركت
پژوهشي در آن است كه غريبپور با كنكاش و پژوهش در 30هزار بيت از مثنوي
معنوي و ديوان شمس تمامي ديالوگها و گفتوگوهاي شخصيتهاي مختلف
نمايشنامه را از دل اشعار مولانا بيرون ميآورد و به جز در چند مقطع كوتاه
و بهرهگيري از اشعار حافظ و ناصر خسرو، تمامي شخصيتهاي متضاد نمايشنامه
در عين حفظ شخصيتپردازي با زبان مولانا سخن ميگويند و اين همه بدون كوشش
و كاوش جدي در اشعار مولانا ميسر نيست.
در دومين گام، ارزش اجراي غريبپور در آن است كه در اپراي مولوي حركت
به سوي موسيقي اصيل ايراني و دستگاهها و رديفهاي آوازي موسيقي ايراني را
هدف خود قرار داده است و جداي از آهنگسازي هنرمندانه بهزادعبدي، حضور
خوانندگان جوان اما پرقدرت موسيقي سنتي ايراني همچون همايون شجريان و محمد
معتمدي بيش از پيش بر رنگ و بوي ايراني اثر غريبپور افزوده است و در واقع
ميتوان اپراي مولوي را تولد اپراي ملي در ايران دانست؛ هر چند در اين اثر
از سازهاي موسيقي غربي نيز استفاده شده است اما تمامي اين سازها در فضاي
موسيقي ايراني قرار ميگيرند...لينک به منبع