يادداشت
 

يادداشت 2

درسته!ما از نسل ديگري هستيم:نسل پست خانه و پاکت و نامه.نسل راديو.نسل دير خبر دار شدن از اوضاع ديگران.نسلي که اگر
مي خواست بداند که در فلان موزه،فلان سالن نيويورک،لندن يا مادريد چه اتفاقي رخ داده است بايد منتظر مي ماند که يک مجله
و شايد پس از سالها به دستش برسد...خلاصه ما از نسل خبرهاي بياتيم...پس جاي تعجب نيست که هنوز به  بهنگام کردن سايتمان
خو نگرفته ايم!
امسال،در آغاز سال،خانه تکاني کردم.آيرين دخترم و سولماز همسرم خانه تکاني را شروع کردند و من را هم تکاندند که بلکه سايت
را به روز کنم:با تازه ترين سلام،با تازه ترين آرزوهاي خوب براي همه شما...من،بهروز غريب پور با الهام از پيام آوران شادي:حاجي
فيروزها،آتش افروزها،مير نوروزي ها و مبارک ها و مبارک بادها دوباره روي خط اينترنت قرار گرفته ام: سلام!







يادداشت 1

نسل من، بخصوص آنهائي كه در شهرستانها زاده شده اند، نسل عجيب و غريبي هستند. بگذاريد از خودم بگويم تا علت عجيب و غريب بودن را دريابيد: من درس خواندن را از مكتب رفتن آغاز  كردم، پيش از آنكه وارد دبستان رسمي و دولتي بشوم براي آموختن قرآن به مكتب خانه اي  مي رفتم كه مكتب دار عجيبي داشت او به شاهنامه علاقمند بود و با زردچوبه و كاسني و جوهر گردو نقاشي مي كرد رستم و سهراب را مي كشيد و عشق مي كرد، آن زمان در زادگاه من  تك و توك خانه اي برق داشت. راديومان باطري خشك مصرف مي كرد و هر چند وقت يكبار كسي مي آمد و آنرا مي برد كه شارژش كند. سنندج در دوران كودكي من هفته اي يك ساعت برنامه داشت. بنا براين من و امثال من يك پايمان در دوره ي قاجاريه است – با اينكه در آن دوره زاده نشده ايم – و يك پايمان در دوره ي امروز است كه برق و راديو ي شبانه روزي و كانالهاي متعدد تلويزيوني و انواع وسايل ارتباطي دارد. ما جوانيمان را در دوره اي گذرانديم كه اگر بي سيم داشتي حكمت اعدام بود، در حاليكه برد بي سيم چند كيلومتر بيشتر نبود ولي حال موبايل هايمان، بشرط رومينگ شدن، هر جا كه بروي و با هزاران كيلومتر فاصله با هر كه بخواهي مي تواني تماس بگيري. روزي روزگاري اگر قرار بود دنبال بيوگرافي و رد و نشان نويسنده و كارگردان و شاعري باشيم بايستي به كتابخانه ها مي رفتيم و خلاصه دود چراغ بود و استخوان خرد كردن و رنج بردن.  حال عصر راحت الحلقوم است، كافيست وارد اينترنت بشوي و جهان را بگردي – البته اگر گم نشوي! مردي .پس دارم خواب مي بينم: بچه ي مكتب خانه ملا فتح الله – شاگرد مكتب خانه ي عهد دقيانوس! صاحب يك سايت شده است تا اگر كسي بهر دليلي و بهر نيتي دنبالم گشت رنج   بي ربط نكشد و زود پيدايم كند. حال اين زود بدام افتادن! خوب است يا بد است، نميدانم. هر چه هست فرزند زمانه ي خويش شده ام. من بهروز غريب پورم، در صفحات مختلف پيدايم كنيد